به درخواست دوستان عزیزم که همیشه بمن لطف داشتن و با کمک ایشان بابی جدید در این وبلاگ راه اندازی خواهم نمود با عنوان:
تا به بحث و بررسی ماهیت و حواشی ان بپردازیم که مطمئنا باعث خوشحالی و استقبال همه بازدیدکنندگان خواهد بود.در اینجا فقط به بیان حقایق مستند و صحیح با منطقی منصفانه پرداخته خواهد شد.
**اگر شما نیز سئوالی یا مطلبی دارید میتوانید بمن هدیه کنید**
" تفکر ترجمه ای "
«نقد با شك، آغاز می شود و منتقد با بیدار كردن شك، می كوشد تا پایه های «یقین» را استوار كند و امروز «بنیادگرایی لیبرال» با همان جزمیت بنیادگرایی ماركسیستی، ساحت تفكر انتقادی و غیر ترجمه ای را به تعطیل و تسلیم فرا می خواند. ما در عصر ترجمه و تقلید به سر می بریم و كسانی متفكرتر دانسته می شوند كه مترجم ترند. جرأت اجتهاد در برابر غرب، از ما سلب شده است اما تمدن سازی بدون برخورد انتقادی با تفكر ترجمه ای، امكان ندارد. امروز «ترجمه»، در علوم سیاسی، اقتصاد، حقوق و حتی ادبیات و الهیات، «تابو»های بسیاری تراشیده است كه حتی نگاه انتقادی به آنها، جزء محرمات عصر جدید درآمده است. یك ارجاع مطنطن با سلسله سندی هر چه غربی تر، اعتباری بیش از هزار نظریه پردازی بومی و اجتهادی یافته و ظاهراً خلل برنمی دارد زیرا «استاد فرموده» را نمی توان به زیر مهمیز سوال كشید!! تألیفات جامعه شناسان، متكلمان، حقوقدانان و فیلسوفان سیاسی غرب، در كشورهای نظیر ما بدل به متون مقدس شده اند.
بسیاری از رجال ما و محافل آكادمیك شرق، فكر كردن را كنار گذارده اند و تنها ترجمه می كنند و این تحجر جدید به اندازه تحجر قدیم، راه «اجتهاد» را بسته است و البته اگر تحجر قدیم، راه را بر «اجتهاد» نمی بست، تحجر جدید تجدد غربی، تا این حد میدان نمی یافت. تجدد به سبك غرب، چنان حالت ارتدوكسی و جمود به خود گرفته كه رابطه ما با روند «ترجمه»، از رابطه «شاگرد- معلم» نیز تنزل كرده و به رابطه «مرید- مرشد» بدل شده است و حتی انسان های با استعداد ما كه قادر به جریان دادن گفتمان های جدید در محافل روشنفكری می شوند، همه استعداد خود را در «تقلید» هر چه شبیه تر با نسخه اصل و در جهت بومی سازی فرهنگ غرب مصروف داشته و خطوط قرمز را قرمزتر كرده اند. كمیته های ترجمه ای بد اخلاق، تنگ چشم و خودجوشی!! تشكیل شده كه با غربالی ریزبافت، همه آنچه بر خلاف آیات مقدس عصر جدید غرب، منتشر می شود، بیخته و روحیه اجتهاد را سركوب و استهزا می كند كه: «علمی نیست»، «مشخصات آكادمیك و كلاسیك را ندارد»، «به منابع خارجی، ارجاع نداده است»، «لحن ایدئولوژیك دارد» و... حال آن كه اگر معیار یك داوری ایدئولوژیك (به مفهوم «غیرعلمی»)، همانا قضاوت جانب دار و به دور از انصاف باشد، از قضاء، ایدئولوژیك ترین لحن را در غرب گرایان متعصب و مدرنیست های جزم اندیش باید سراغ گرفت. دیگر با متواترات ترجمه ای، نمی توان چانه زد و ذهن ما پر شده است از سمعیات غیرمدلل كه در خواب هم نباید به آنها شك كرد.
در ادامه مطلب دنبال کنید
فقه و قانون نگارى
فقه به عنوان نظام حقوقى اسلام از زمره نظامهاى حقوق نوشته است كهقانون در آن نقش مهمى را ايفا مىكند. درنتيجه مباحث مربوط به قانون همچونقانونگذارى، قانونگذار، قانونگرايى و... اهميتى ويژه براى فقه دارند. در قانوننگارى فقهى يا انعكاس فقه در قوانين موضوع، مشكلاتى وجوددارد كه در اين نوشته به پارهاى از آنها اشاره و حتىالامكان پيشنهاداتى را ارائهمىدهد. سيستمها و نظامهاى حقوقى موجود در جهان، در يكتقسيمبندى كلى بر دو نوعند: نظام حقوق مدون و نظامحقوق غيرمدون. قانون و اهميت آن از يك سو و تفسيرقانون و شيوه و اهميت تفسير آن از سوى ديگر، در اين دوسيستم يكسان نيست و از اين جهتبين دو نظام مزبورتفاوتهاى عمدهاى وجود دارد.
ابتدا به تفاوتهاى نظام حقوق مدونو غيرمدون پرداخته و سپس به اينسؤال پاسخ مىدهيم كه نظام حقوقاسلام از زمره كداميك از دو سيستممذكور است.
نویسنده : احمد حاجى دهآبادى