تبليغاتX
عدالتمند و حقیقت جو باشید

 

جوابیه نظرات مطروحه درباره ازدواج موقت ( متعه )

با عرض سلام و خسته نباشید خدمت تمامی عزیزانی که از سر حوصله و صبر قدم رنجه فرمودند و نظرشان را درباره موضو ع مطرح شده در کلبه فقیرانه علمی من بیان داشتند .

وظیفه و ادب ایجاب می نماید تا جوابیه ای برای همه دوستان البته بصورت جمعی بنویسم تا مطلب روشن و برخی شبهات دوستان رفع گردد . لذا سعی نموده ایم تا سخنان خودتان را کلیشه وار با ذکر نویسنده آن در طسول مطالبم بیاورم و در نهایت هدف و انگیزه ام را از فعالیتهای اخیر روشن سازم و قفلها را یکی پس از دیگری بگشایم.

 

کلید قفل اول :

 

« بابک » عزیز وقتی از زمان دانشجویی و انگیزه های والایش و نیز فعالیت در مباحث علمی خود برایم نوشته بود به حال خودمان نگاه کردم!!

 تازه او می گوید : « اگر من نیز الان دانشجو بودم و این سئوال ازم پرسیده می شد ... » برام خیلی عجیب بود ! دانشجو از اسمش پیداست : « دانش + جو » یعنی کسیکه همیشه بدنبال دانش است .

مدتی است وبلاگم را راه اندازی کرده ام و محور اصلیم را حقوق قرار دادم .ابته من وبگرد همیشگی هستم و پس از بازدید های مختلف مطلب مهمی نظرم را جلب کرد.مشاهده کردم که هر کس هرچه خودش بخواهد در وبلاگش می گذارد(مطابق با ازادی نویسندگان وبها) و دیگران نیز خیلی زحمت بکشند یکی یا دو خط نظر که غالباً نیز بار علمی ندارد و برایش می گذارند و تمام !!!!

این کار یک دانشجوست ؟!! مهم نیست خواننده جوابیه من حقوقی هست یا خیر یا اصلا دانشجو نیست روی سخنم با همه وبلاگ نویسان علمی است :

تا کی می خواهید پتانسیل علمی تان در نطفه خفه شود ؟! من از این وبلاگ نویسی تکراری خسته و متنفر شدم . از نظر دادن های کلیشه ای و شکلک و گل و... که هیچ بار علمیتی در انها یافت نمیشود بیزارم!

از شما میخواهم وبلاگی را بخواهید که تعامل داشته باشد . بحث علمی داشته باشد و دیگران نیز در آن شرکت کنند .چرا تک بعدی عمل کنیم؟!

 بنظر شما چه عیبی دارد که اگر قرار شد بحثی در وبلاگم کنم اول نظر دیگران را بجویم از نظرات دوستانم مشورت بگیرم در سخنم از ایشان یاد کنم و بالاخره نتیجه آن خواهد شد که با دیدگاههای همدیگر آشنا شویم و در وبلاگهایمان حرفهای علمی جای نظراتی مثل گذاشتن گل و شکلک را بگیرد . حتی کسی مثل « رضا » ی عزیز با اینکه سخن حقوقی نیاورد ولکن در حرفهای ساده اش نکات علمی و روانشناختی نهفته باشد .

چرا ما ایرانیان به کار جمعی عادت نداریم ؟ چرا دوست داریم در وبلاگهایمان تنهای تنها باشیم و دیگران را فراموش کنیم ؟ یا گاهی شاید خودمان را بالاتر ببینیم و حقوق را فقط در انچه که ما میفهمیم و میدانیم خلاصه کنیم و به دیگران توجهی نکنیم اقای«طوفان».........

من ( حبیبی ) خواستم با این حرکتم آرمان گرایی بی اساس در وبلاگ نویسی علمی را بشکنم و در این راه نیز تا الان بسیار شنیدم. ما باید نظر دیگران را بخواهیم .ایرانی معمولا تنبل است همیشه منتظر میماند تا سراغش بیایند و ازو کاری بخواهند و الا خودش را درگیر نمیکند!!

 بنده اینکار را کردم و به وبلاگهای زیادی سر زدم و از آنان عاجزانه خواستم تا تعامل داشته باشند . به « آقای ... » بگویم که اینکار برای تیراژ شدن نظرات در وبلاگم نبوده !! این کار یک فعالیت علمی و دانشجویی با انگیزه بود که ادامه خواهد یافت . من شما را دعوت کردم برای ارتباطات علمی و ردّ و بدل نظرات علمی بین خودتان . این وبلاگ نویسی ایده آل خواهد بود . اینقدر منفعلانه عمل نکنیم .

وبلاگها یکی از بهترین محیطهای مجازی هستند تا علوم زیادی ازین راه در اینترنت قرار گیرد و همگان استفاده نمایند حال ما وبلاگ نویسان حقوقی می توانیم ازین تشکیلات استفاده کرده و به اخذ نظرات دیگر دوستانم و افزایش مطالب حقوقی بپردازیم .

 

کلید قفل دوم :

 

من برای وبلاگ که یک صفحه مجازی در اینترنت است شخصیت قائلم مانند شخصیتهای حقیقی و حقوقی وبلاگ نیز شخصیتی مجازی دارد که دارای هدف خاصی خواهد بود . پس همة ما باید به این شخصیت مجازی احترام بگذاریم ما با مطالب نوشته شده در وبلاگمان ارزش این شخصیت را قیمت گذاری می کنیم .

مطلبی را بیان کردم بعنوان ازدواج موقت ( متعه ) و درخواست ارائه نظر از دوستان نمودم . در این راستا تعداد بسیار زیادی که همیشه به من داشتند شرکت نموده و نظرات فوق العاده خوبی را که دور از انتظار من نیز بود برایم گذارند . از این استقبال علمی و نقد و بررسی یک موضوع کاملاً فنی و حقوقی مثل متعه برداشت های مختلفی شد .

 برخی دوستان در کمال صداقت و محبت به نقد و بررسی متعه پرداختند . دوستان عزیزم « علی امجدیان » « آشنا » و ... مطلب را خوب حلاجی کردند و عده ای مثل « حاجی زاده » شرح آنرا به بعد موکول کردند !

 اینها یعنی « احترام به شخصیت مجازی وبلاگ »

برخی که قلیل نیز می باشند از مرحله پرت بوده و به مسائل غیر حقوقی و متأسفانه غیر اخلاقی پرداختند مثل « سارا » که اینان از مخاطبین این جوابیه خارجند بحکم این سخن که « جواب ابلهان خاموشی است » !!

عده ای مثل « خانزاده » قلم من را شاعرانه خواندند و مثل« طوفان » نقدم کردند و بی واهمه بر من تاختند تا انجا که بدفاع از سارا برامده  که باعث تاسف ۲چندان شد !! که اینان نیز به بیراهه رفتند زیرا آرشیو موضوعی وبلاگم را ندیدند که در آنجا موضوعی با عنوان « شعرهای یخی » درج شده است . بنده به ادبیات علاقه وافر دارم ولی این ربطی به مباحث حقوقیم ندارد و در ضمن متذکر می شوم که" حقوق و مطالعه آن خورد و خوراک شب و روزم است ." پس درج شعر در وبلاگ من سابقه دارد ولکن اینان تفقدی نکرده اند تا مطلب را دریابند .و خود را همطراز سارا نمودند!!« مراد » نیز بحث حقوقی را با سیاسی مغرضانه غاطی کرده و به شرح درد و دلش پرداخته بود که این نیز در نظر ما طرد است .

خلاصه من تک تک نظرات را خواندم و اگر جوابیه دیر نوشته شد به این علت بود که من از وبلاگ های زیادی خواسته بودم تا نظر دهند پس باید منتظر دوستان می بودم که فی الحال عده ای هنوز نظر نداده اند.

 

کلید قفل سوم :

 

در وبلاگ نویسی با یک شخصیت مجازی چنان که در بخش قبل عرض شد مواجهیم پس بنظر من وبلاگ طرف مخاطب است و وبلاگ نویس خودش یک گرداننده مطالب است .

2 سئوال مطرح نموده بودیم یکی درباره متعه و دیگری قبول یا رد پیشنهاد متعه .

 

**سئوال اول را غالب افراد تشریح و نقد نموده بودند مثل نظرات ذیل :

-      « محمد فرجی » درباره بهترسازی فرهنگی متعه گفته و نظری از آقای مکارم بیان نموده بود .

-      « شیوا » که آنرا مطلبی قرآنی دانسته و متعه را در شرایط مالی مناسب پذیرفته است.

-      « سیده فهیمه عبادی » شرایط متعه را مد نظر قرار داده و توجه خاصی به عسر و حرج در آن داشته است .

-      « بهار » منطقی نگاه کردن به اسلام و قوانین اش را خواسته و متذکر شده که متعه را خلیفه دوم حرام کرده نه اسلام .

-      « آشنا » فرهنگ سازی و آموزش به جوانان و وضع قوانین راحت را در متعه متذکر شده و می گوید مردم باید جنبه آنرا داشته باشند .

-      « سیمرغ عشق » عدالت و اعتدال را دو شرط متعه دانسته است .

-      « رضا » متعه را تکماده دانسته در جهت عدم تجدید شدن ! و گفته متعه سوسول بازی است !

-      « زارع مهذبیه » به بحثهای قانونی و آثار متعه در تولد فرزندان حلال پرداخته و محافظه کاران را مخالف آن می دانند مصلحت اندیشان .

-      « نعیمه درویشی » تمدن ما را با جامعه اعراب متفاوت می داند . .

-      « محمد مهرافروز » گفته از اسلام فقط سینه چاک متعه شده ایم ؟!!

-      « خانزاده » این مسائل را کهنه می داند و طبع ما را هم شاعرانه !!!!

-      « علی خاوری » سوء استفاده از متعه را متذکر شد و گفت راه جلوگیری از فساد باز کردن متعه نیست بلکه باز نمودن راههای ازدواج دائم است .

-      « علی امجدیان » متعه را حکمی پویا شرط عدم سوء استفاده دانسته و راهکاری برای متعه و جدایی زود هنگامش بیان نموده است ( در نظرات بخوانید ) .

-      « مهدی کورد » متعه را برای رفع شهوت در یک برهه زمانی می داند .

-      « خبرها و خاطره ها » متعه ممکن است یک شغل شود و بنیان خانواده را در هم ریزد و نیز این یک کلاه شرعی برای روابط دختر و پسرهاست و ...

**سئوال دوم را عده ای متوجه نشده اند بهتر این بود که سئوال دوم را واضحتر می گفتم تا شبهه ای پیدا نشود و این قصور از من بوده و می پذیرم و از دوستانی که مثل « یه دوست » باعث دلخوری شان شدم معذرت می خواهم .

بهر حال منظور از سئوال دوم که برای همه جواب دهندگان به سئوال اول گذاشتم این بود که ببینم کسانیکه با متعه چنین برخورد تئوریک می کنند اگر در شرایطی قرار گیرند آیا ایشان می پذیرند یا خیر ؟

لازم به تذکر است که مخاطب سئوال نیز شخصیت مجازی وبلاگ بوده است نه دختر یا پسری که می نویسند !!

بحکم " انظر ما قال و لا تنظر من قال "

اینجاست که اشتباه می شود و مثلاً « مهجور » می نویسد : من مردم ، مرد می فهمی ؟ یا « یه دوست » می گوید از دختری سئوال کردید در حالیکه متعه 99 % برای بیوه ها می باشد !

خوب آقا جان ، سئوال من ربطی به دختر یا پسر یا بیوه بودن نداشت پیش بینی یک موقعیت و وضعیت بود با توجه به جوابهای مطروحه توسط شما .

 

 کلید قفل چهارم :

 

-      نظرات بسیار خوب و باور نکردنی بود الاّ قلیلی که آنهم نمک کار است . مثلاً عده ای سئوالم را احساسی و غیر علمی پاسخ می گفتند مثلاً « اگر به خواهر خود شما پیشنهاد متعه شود قبول می کنی ؟! که دوست عزیزم « آشنا » جواب آنرا داده بود .پس بنظر من:

-      از همدیگر بخواهیم تا دوباره موضوعی نظر علمی بدهند و نقد منصفانه کنند تا با هم تعامل داشته باشیم و از تارهای تنیده عنکبوتی خود ووبلاگهایمان بیرون بزنیم و بحث را از دیدگاههای متفاوت بسنجیم .

-      از تهمت و بی احترامی و نقد غیر منصفانه و بی منطق بپرهیزیم و از اینگونه نظرات نیز دلسرد نشویم .

-      از فعالیتهای فردی به کارهای گروهی روی بیاورید و علمتان را در اختیار دیگران قرار دهید .

-      در پایان عرض کنم که سپاسگزار همه دوستان می باشم که به خواسته مرا اجابت کرده و در این راه کمکم کردند امیدوارم هدفم و انگیزه ام را بر همگان روشن ساخته باشم و نیز باعث دلخوری دوستان خوبم نشده باشم .

 متعه نیز مانند مباحث موضوعی دیگر در مقالات مختلف در طول زمان کنکاش می گردد و در اختیارتان قرار میگیرد.

در آخر آیا شما با هدفم موافقید و خودتان به آن مبادرت می ورزید ؟

                                                           منتظرتان میمانم

                                                      خاک پای همه خوبان

                                                            حبیبی     

      

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/05/16ساعت 2:55 بعد از ظهر  توسط  حبیبی  |