" متعه حلال نارواج "
بعد از فراغ از بحثهاي مختلف و اظهار نظرهاي دوستان عزيز در باب ازدواج موقت به جمع بندي از باب شرع- قانون و عرف مي پردازيم. هر مطلبي را در دنياي حقوق بايد با فحص و تدبر كامل مورد بررسي قرار داد. من نيز با بضاعت علمي خويش مواردي را كه نياز ديدم جمع آوري كرده و در اين نوشتار گنجاندهام . اميد است كه خوانندگان گرامي با هديه نظرات خود به هر چه بهتر شدن مقالات و مباحث آتيه كمك بسزايي نمايند .
بررسي و مطالعه اي دقيق در اطراف مسائل حقوقي اسلام اين حقيقت را روشن مي سازد كه قوانين اسلام بر پايه نيازمنديهاي انسان در تمام شئون مختلف زندگي وضع شدهاست و تناسب مستقيم با احتياجات بشر دارد . احكام درخشان اسلام در عين اصالت و درستي ،جوابگوي خواسته هاي طبيعي و فطري بشر در ادوار مختلف زندگي است. يكي از نيرومندترين غرايز در وجود انسان غريزه جنسي است. غريزه به منظور توليد مثل و تكثير نسل افراد در انسان آفريده شده است. تشريع قانون ازدواج در اسلام به منطور هدايت اين غريزه اصيل در مجراي صحيح و ارضاي آن بطور شايسته است. اما چون ازدواج دائم در عين حال كه در جلوگيري از آلودگي هاي و نگهداري عفت انسان نقش موثري بعهده دارد ،در تمام شرايط نمي تواند پاسخگوي تمايلات جنسي انسان باشد و ازين رو در اسلام قانون ازدواج موقت تشريع شده است . البته همانگونه كه در آتيه خواهد آمد نبايد ازدواج موقت را فقط جهت التذاذ و مسائل جنسي دانست!! بلكه اهداف ديگري نيز مي تواند باعث برقراري متعه گردد.
روايات بسياري در حليت متعه وارد شده است تا هر گونه شبهه اي را در ماهيت و اصالت آن بزدايد . امام صادق (ع) فرمودند :"هر كس ازدواج موقت را حلال نشمرد از ماننيست" . حضرت علي (ع) مي فرمانيد :"اگر عمرازدواج موقت را نهي نكرده بود ،جز انسانهاي بدبخت كسي دست به زنا نمي زد".در روايتي از عبدالله بن مسعود نيز امده كه در يكي از جنگها همراه پيغمبر (ص) بوديم چون زنها همراه مانبودند و از جهت غريزه جنسي در فشار بوديم از حضرت پرسيديم آبا براي ما جايز است كاري كنيم كه غريزه جنسي به كلي در وجود ما از بين برود؟آن حضرت ما را از اين كار بازداشت و اجازه داد كه ازدواج موقت كنيم و اين آيه را تلاوت فرمودند : " يا ايها الذين امنو لا تحرمو الطيبات ما احل الله لكم و لا تعتدوا ان الله لا يحب المعتدين."
در ایه های دیگری درباره متعه میفرماید:
"یـا ایها النبى لم تحرم ما احل اللّه لک تبتغى مرضات ازواجک واللّه غفور رحیم ".
" قد فرض اللّه لکم تحلة ایمانکم و اللّه مولاکم و هوالعلیم الحکیم"
در فلسفه ازدواج موقت چندين نظريه مطرح است كه به پاره اي از آنها اشاره مي كنيم :
برخي معتقدند گاهي براي مردان در ازدواج دائم ضرورتهايي پيش مي آيد كه معمولاً براي مدتي امكان بهرهبرداري جنسي از همسر خويش از آنان صلب مي شود بدون ترديد در اين صورت غريزه جنسي ،آنان رادر بحران شديدي قرار مي دهد كه اگر از راه مشروع به آن پاسخ مثبت ندهند ممكن است آلودگيهاي پيش آيد . بنابراين گاهي درازودواج دائم نيز احتياج به متعه پيدا مي شود مانند مسافرت طولاني مردان يا مريضي زوجه با به هر علت ديگري كه مانع از همبستري ايشان باشد .
برخي ديگر گويند جواناني كه به سن بلوغ ميرسند ودر آستانه بيدار شدن غريزه جنسي گام بر ميدارند معمولاً نمي توانند ازدواج كنند و بار مسئوليت سنگين زندگي را بر دوش بكشند فلذا ممكن است به راههاي حرام كشيده شوند مثل استمناء يا زنا و...
برتراندراسل فيلسوف انگلیسی در كتاب اميدهاي نو در دنياي متغير مينويسد: " در دنياي امروز ضرورتها و مشكلات اجتماعي و اقتصادي بر خلاف تدبير و ميل ما ازدواج جوانان رابه تاخير انداخته زيرا در صد يا دويست سال پيش مثلاً يك دانشجو تحصيلات خود را هیجده و بيست سالگي خاتمه مي داد و درآغاز فشار غريزي يا اوائل بلوغ براي ازدواج آماده بود و بسيار اندك بودند كسانيكه تا سي و چهل سالگي براي رشته هاي علمي و تخصصي زحمت مي كشيدند.اما در عصر حاضر دانشجويان تازه بعد از بيست سالگي وارد رشته هاي تخصصي علمي و صنعتي مي شوند و پس از فراغت از تحصيل مدتي نيز در جستجوي وسيله ي تامين معاش برمي آيند معمولاًپس از سي و پنچ سالگي قادر به ازدواج و تاسيس خانواده خواهند بود. پس جوانان امروز مدتي طولاني را در فاصله ميان بلوغ و ازدواج كه بخشي بسيار حساس و دوران نمو جنسي و طغيان غريزه و صعوبت مفاومت در برابر هوي و هوس و ظواهر فريبنده زندگي است، مي گذرانند. مانبايد اين بخش حساس را از حساب عمر و يا نظام اجتماع بشري ساقط كنيم و اگر ما بخواهيم حسابي براي اين بخش طولاني و حساس عمر باز نكنيم نتيجه آن شيوع فساد و بي اعتنايي نسبت به بهداشت ،نسل ،اخلاق در ميان مردان و زنان خواهد بود."
البته در برابر اين دو گروه بايد گفت كه بهرهبرداري جنسي تنها هدف متعه نيست چرا كه در متعه زن مي تواند شرط كند با او ملاعبه و ملامسه شود ولي عمل جنسي صورت نگيرد دليل بر جوازش خبر مردي از حضرت صادق (ع) است كه از حضرت سئوال شد زني خود را بحباله غير بعقد انقطاع در مي آورد و با مرد شرط مي كند با او ملاعبه و ملاسمه كند ولي عمل جنسي انجام ندهد . امام مي فرمايند : اشكال ندارد، البته در عقد دائم چنين شرطي مخالف مقتضاي عقد است و صحيح نيست ولكن در شرايع و جواهر مذكور است كه زوجه مي تواند در نكاح دائم شرط كند تا سه ماه مرد با او نزديكي نكند تا به اخلاق او واقف گردد و در خلال ماه اگر زن اجازه عمل جنسي دهد اشكال ندارد .
در انديشه افرادي مانند راسل راه صحيح براي اين مشكل اين است كه قوانين يكنوع ازدواج موقتي رابراي دختران و پسران روا دارند كه موجب بار مشكلات زندگي عائلي مانند ازدواج دائم نباشد و در عين حال ايشان رااز مفاسد مختلف و اعمال نامشروع و تحمل رنج روحي بارگناه و تخلف از اصول و قوانين و نيز امراض گوناگون محفوظ دارد بنام "ازدواج بدون فرزند". راسل در كتاب زناشويي و اخلاق از پيشنهاد ليندسي كه سالها رئيس دادگاه نوجوانان در آمريكا بوده مبني بر پذيرش يك نوع ازدواج موقت بنام " زناشويي رفاقتي" كه قصد بچه دار شدن درآن نباشد سخن مي گويد.
بنابراين مشاهده مي كنيد كه نظريه ي چنين مكانيسمي فقط منحصر در جهان اسلام نمي باشد بلكه جهان غرب نيز براي براي نجات از منجلاب فساد به فكر مكانيسمهاي شبيه متعه در اسلام افتاده است. حائز اهميت است كه روايات متعددي در باب تشويق و ترغيب به ازدواج موقت در اسلام داريم چنانچه پيغمبر عظيم الشأن (ص) مي فرمايند : دو نفري كه ازدواج موقت مي نمايند هنگاميكه با هم صحبت ميكنند كلام آنها تسبيح خداوند است و هنگاميكه دست همديگر را گرفتند گناهانشان از ميان انگشتانشان فرو مي ريزد هنگاميكه يكي از انان ديگري را مي بوسد خداوند براي هر بوسه ثواب يك حج عمره را دهد و هنگاميكه از هم جدا مي شوند براي هر دوي انها به لذت و شهوت كه بردهاند حسنهاي به بزرگي كوههاي بسياربلند در نامه اعمالشان مي نويسد و وقتي كع بلند شده و غسل كرده ند خداوند گناهان آنها را مي بخشد و آبي بر مويي از موهايشان مرور نمي كند مگر اينكه خداوند براي هر يك از آنها ده ثواب نوشته و ده گناه محو كرده و ده درجه بالا مي برد . پس حضرت فرمودند: و براي هر كسي كه پيوند بين آنها راايجاد كرده باشد همين ثواب ها خواهد بود و در ادامه دارد كه يك درهم (خرج براي )متعه ،از هزار درهم كه در راه خدا خرج شود برتر است ،بخدا سوگند كه متعه برتر است و انچيزي است كه قرآن درباره آن سخن گفته و سنت بر آن جاري شده است .در حديثي ديگر از امام باقر(ع) نقل شده كه از حضرت سئوال كردند : آيا براي كسي كه ازدواج وقت مي كند ثوابي هم مي دهند؟ حضرت فرمودند :هرگاه كسي به خاطر رضايت خدا و مخالفت با تحريم كننده آن (عمر) زني را بعقد موقت خود در آورد بخاطر هر كلمه اي كه با آن سخن بگوسد برايش حسنه نوشته مي شود . دستش رابسوي او دراز نميكند مگر اینكه خداوند بخاطر آن ثوابي براي او ثبت مي كند و اگر به او نزديك شد خداوند به ميمنت آن گناهي از او مي بخشد پس اگر غسل جنابت نمود به عدد موهعاي بدنش كه آب غسل از روي آن جريان دارد خداوند گناه از او مي بخشد.
آنچه اسلام معين كرده با فطرت و ميل انساني مطابق است برخي متعه را منحصر در عنصر خاصي مي كنند مانند ايام جنگ كه زنان زیادی بيوه مي شوندو... بايد به متعه بعنوان سيستمي شرعي براي جامعه اسلامي نگاه كرد امروزه كشوري مثل ايران كه بيشتر جمعيت آنرا جوانان تشكيل دادهاند و راه هاي مفسده براي ايشان بسيار است اگر از شرع كمك گرفته نشود بايد فرياد و ااسلاما !! سرداد. چرا كه حضرت رسول(ص) مي فرمايند : "هر كه از حلال شرم كند خدا وي را به حرام مبتلا كند" . در جايي ديگر حضرت صادق(ع) فرمودند :" رسول اكرم (ص) بالاي منبر رفتند و پس از حمد و ثناي الهي فرمودند : جبرئيل از پيشگاه الهي نزد من آمد و گفت دختران باكره مانند ميوه روي درختند موقعي كه مي رسد اگر چپده نشود آفتاب فاسدش مي كند و وزش باد آنرا پراكنده مي سازد . همچنين دختران وقتي به بلوغ رسيدند و مانند زنان در خويشتن تمايل جنسي احساس كردند دارويي جز شوهر ندارند اگر همسر نگيرند از فساد ايمن نيستند چرا كه بشر از خطا و لغزش مصون نيست" .در مي يابيم كه اسلام بفكر همه شرايط اجتماعي بوده است و همه راههاي فساد و گناه را مسدود نموده است و اگر ما این تعصبات بي جا را كنار بگذاريم و خود را مطابق دين نمائيم مطمئناً وضعمان بهتر خواهد شد.
تا اينجا مقداري درباره متعه از باب فقهي سخن به ميان آمد حال بايد گفت:
كيفيات ازدواج موقت در حقوق ايران چگونه است؟
نكاح در حقوق ايران بر دو نوع است:
نكاح دائم و نكاح منقطع كه آنرا نكاح موقت يا متعه نيز ميگويند .
نكاح موقت در عمل كمتر مورد استفاده قرار مي گيرد و در طول زمان از اهميت آن در جامعه كاسته شده است . چنانچه نكاح موقت از ويژگي هاي مذهب شيعه است و در فقه عامه (اهل سنت) اعتبار ندارد ! در كشورهاي غربي غير از چند نظريهاي كه مطرح است و ما آنها را قبلاً ذكر نموديم از اين مقوله در عمل استفاده نمي شود ! در جامعه اي كه متعه به رسميت شناخته نشده است چون ازدواج دائم هميشه ناممكن نيست روابط آزاد در بين مردم گسترش مي يابد و فحشا و فساد توسعه پيدا ميكند . علاوه بر اين روابط آزاد زن و مرد در جامعه داراي هيچ گونه نظم و انضباطي نيست و تعهدي براي اشخاص ايجاد نمي كند اين روابط ناراحتيهاي روحي و جسمي بسياري به بار مي آورد اما متعه داراي نظم و قاعده است و تعهداتي براي طرفيت ايجاد میکند كه بمراتب بهتر از روابط آزاداست .
طبق ماده ۱۰۷۵ ق م ازدواج موقت يانکاح منقطع نكاحي است كه براي مدت معيني واقع شده باشد. نويسندگان قانون مدني ايران به پيروي از فقيهان اماميه نكاح منقطع را يكي از اقسام نكاح مشروع نام برده اند گرچه بين نكاح دائم و منقطع از حيث احكام و آثار تفاوتهاي بارزي وجود دارد ولي تمام حقوقدانان و استادان ايراني آنرا بعنوان يك نهاد قانوني و مشروع معرفي كردهاند . رابطه زن و شوهري كه با هم ازدواج موقت كرده اند قانوني و فرزندان ايشان نيز همانند فرزندان ناشي از نكاح دائم دراي نسب شرعي و قانوني اند.
در نكاح موقت دور ركن اصلي وجود دارد :
اول ذكر مدت و دوم تعيين مهر
چنانچه مهر زوجه معين نگردد عقد باطل است و در اين معنا هيچ اختلافي بين علما نيست و همه اجماع دارند و مهر در متعه كه بنامهاي مهر المسمي يا اجرت تمتع يا مهرالمتعه است همان شرايط مهريه در عقد دائم را دارد كه در قانون مدني از ماده ۱۰۷۸ به بعد شرح آن آمده است. مهريه زوجه غير دائم همانند زوجه دائم عندالمطالبه خواهدبود مثلا زني كه بمدت پنچ سال با ۵۰ سكه بعقد موقت مردي در مي ايد پس از جاري شدن عقد مهريه رااز شوهر مي تواند دريافت كند . در صورتيكه هنوز با زوجه نزديکي نداشته باشد او مستحق نصف مهر و بعد از نزديكي تمام مهر در حقش مستقر مي گردد و اگر زوج بقيه مدت را بذل كند هر چند مدت باقي مانده زياد باشد مهريه حسب مورد قبل از نزديکي نصف و بعد از آن تماماً در حق زوجه استقرار پيدا خواهد كرد.
در نكاح موقت بر عكس دائم نفقه برقرار نمي شود اما اگر شوهر باقي مدت را بذل نكند و زن تمكين نكند به نسبت عدم تمكين زوجه از ميزان مهريه كاسته مي شود .
در نكاح منقطع اگر مدت ذكر نگردد عقد باطل نيست بلكه تبديل به دائم ميگردد كه اين مورد نيز اجماع بين علماء است. در خبر موثق از ابن بكير از حضرت صادق(ع) روايت شده است كه فرمودند :" اگر در نكاح قيد مدت شده متعه است و اگر قيد مدت نشده نكاح دائم خواهدبود". طبق مواد۱۰۷۵ و ۱۰۷۶ ق م مدت بايد معين و مصون از زياده و نقصان باشد و مبهم و كلي نيز نباشد يعني صريحاً ذكر شود و بین طرفين مجهول نباشد . چنانچه در كشف اللثام مذكور است به مجرد عدم ذكر مدت ،نكاح منقطع تبديل به دائم مي شود اگر چه قصد طرفين نكاح منقطع بوده است و لكن اين قول مخالف قاعده " القعود تابعة للقصود" مي باشد و به همين دليل صاحب مسالك اظهار نظر به بطلان نموده است و گويد" ماقصد لم يقع و ما وقع لم يقصد".
در خبري است كه از امام پرسيدند : شخصي بقصد متعه با زني مقاربت نمود و فراموش كرد كه ذكر مدت كند آيا عمل مذكور زناست و اجراي حد به مرد لازم است؟ نه ولي بعد از عمل بايد اجراي صيغه عقد تمتع با قيد مدت كند و استغفار كند.
براساس مواد ۱۰۷۵ و ۱۰۷۶ ق م متعه طلاق ندارد و طلاق آن با انقضاء مدت است يا بذل بقيه مدت است و هبه يعني بذل بقيه مدت بر وجهي خواهد بود كه براي زوج حق رجوع در بقيه مدت نمي باشد . لعان و ايلاء نيز در نكاح دائم است چون شك داريم كه در منقطع هست يا نيست " اصل عدم " جاري ميگردد.
متعه يا استجاره متعه اعم است از اينكه بهدف تمتع ، توالد ، التذاذ ،استخدام مصاحبت ،محرميت يا ساير شئون مباحه باشد . بر طبق ماده ۱۰۷۷ زوجه در متعه ارث نمي برد . در خبري است كه حضرت ابا عبدالله (ع) راجع به زني كه به عقد انقطاعي مردي درآمده است و بين اين دو شرط عدم توارث شده سئوال نمودم . حضرت فرمودند: بين زوجين انقطاعي توارث نيست چه شرط شود يا نشود. جماعتي گفته اند زوجين انقطاعي با شرط توارث براي طرفين يا يكي از انها ارث مي برند كه این خبر ضعيف است. عدهاي ديگر گفته اند ارث به شرط ثابت نمي شود بلكه اثبات آن تابع حكم شرع است و اگر قابل اشتراط باشد بايد بتوان براي اشخاص خارج هم شرط نمود در صورتيكه چنين نيست و نمي توان با شرط ديگري را وارث نمود. پس بايد گفت كه متعه ارث نمي برد و عدم توارث آن تابع دستور شارع و اصالت العدم است.
هر يك از طرفين در متعه مي توانند در ضمن عقد نكاح موقت شروطي را كه مخالف مقتضاي عقد نباشد ذكر نمايند مانند آنكه در مسائل پيشين ذكرش آمد.
چنانچه نتيجه ازدواج موقت مرد و زني فرزند باشد كليه حقوق و تكاليفي كه پدر در قبال فرزندان و زن دائم دارد در برابر اين فرزند نيز داراست و بنابراین نفقه ،حضانت ،توارث و ساير حقوق اين فرزند مانند فرزندان ديگر برقرار است.
ماده ۱۰۵۹ ق م نكاح مسلمه با غير مسلم را جايز نمي داند . در اينجا قانون مدني به پيروي از فقه اسلامي نكاح زن و مسلمان با غير مسلمان اعم از مرد كافر(مرتد ملي يا فطري و مشرك) و يا مرد اهل كتاب(يهودي ، نصارا،مجوس) را ممنوع و باطل دانسته است.و بر عكس آن از نكاح مرد مسلمان با زن غير مسلمان باشد را سكوت اختيار نموده ! كه سكوت آن را مي توان حكم به جواز دانست . يعني به اشهر اقوال مرد مسلمان مي تواند كتابيه را متعه كند ولي كافره را نمي تواند متعه نمايد.
ماده ۱۰۴۱ ق م مي گويد: عقد نكاح دختر قبل از رسيدن به سن ۱۳ سال تمام شمسي و پسر قبل از رسيدن به ۱۵ سال تمام شرعي منوط است به اذن ولي به شرط رعايت مصلحت يا تشخيص دادگاه صالح . بنابر اشهر اقوال علماء زن بالغه رشيده اعم از بكر و يا ثيب مي تواند خود را بعقد تمتع مردي بدون اجازه ولي خود درآورد و ولي آن دختر حق اعتراض ندارد ولي اگر رشيده نبود و باكره بود اجازه ولي حتماً لازم وواحب است و بعضي از علماء بطور كلي اجازه ولي را در باكره اعم از بالغه رشيده و غير رشيده شرط دانسته اند .در حال حاظر تمامي علمايي كه در ازدواج دختران (در عقد موقت يا دائم ) اذن ولي را بنابر احتياط واجب شرط دانستهاند در واقع حكم قطعي بر باطل بودن "عقد بدون اذن ولي " را ندادند يعني به علم كافي در اين مساله نرسيده اند لذا احتياط واجب كردند و به تمام كسانيكه ازآن مراجع عاليقدر تقليد مي كنند اجازه داده شده تا با رعايت ميزان برتري علمي مرجعي كه در آن مسأله فتوا دارد تقليد نمايند(رجوع ) علمايي كه در اين مسأله به احتياط واجب حكم كردند اگر كساني از ايشان تقليد مي كنند در مورد ازدواج دوشيزگاني كه به حد رشد وبلوغ رسيده اند مي توانند به فتواي مراجع ديگري رجوع كنند . در اين صورت ازدواج آنان دقيقاً با ضابطه شرعي بوده و ايرادي ندارد.
همان طور كه مشاهده نموديد ازدواج موقت داراي چارچوب قانوني و شرعي است وبا آزادي مطلق افراد در جامعه ناسازگاراست و لكن برخي سطحي نگران و نزديك اندیشان ازدواج موقت را با فحشاء و زنا يكي دانسته و آنرا نيز شعار خود قرار داده اند كه اينان تصور درستي نه از متعه و نه از فحشاء دادند. در اين كه پاره اي از نويسندگان عامه متعه را خلاف عقل شمرده اند و آنرا نوعي زنا در پوشش نام "نكاح متعه " دانسته اند !!! بايد اذعان كرد كه نه تنها مقايسه زنا با متعه بر خلاف عقل و بي پايه است زيرا زنا يك عمل بي ضابطه و بي نظم است و متعه قانونمند و داراي نظم و قاعده است بلكه حكم عقل وجود چنين نهادي رابويژه در شرايط كنوني مي پذيرد.
همانگونه كه حضرت پيامبراعظم (ص) فرمودند : "اي جوان ! ازدواج كن و زنا مكن زيرا زنا ايمان رااز قلب تو بيرون مي برد". آيا فرق ازدواج موقت با زنا ،فقط خواندن صيغه عقد است؟!! خير، در اينجا صراحتاًبه تفاوتهايي ازآنان اشاره مي كنم :
- در متعه رضايت زن شرط است ولي مي تواني زني را مجبور به زنا كني!!
- در متعه امكان آميزش جنسي دسته جمعي نيست اما در زنا هر تعداد پسر مي توانند يك دختر را مفعول قرار دهند!
- در متعه اگر فرزندي متولد شود حلال زاده است ولي در زنا حرام زاده است.
- در متعه بعد از اتمام مدت يا بذل آن زن و مرد بهم نا محرم مي شوند اما در زنا زن ومرد مي توانند تاابد بهم محرم باشند.
- در متعه مهريه بايد پرداخت شود اما در زنا مي توانند بدون پرداخت پولي بكارشان مشغول باشند.
- در متعه پس از تمام شدن مدت در صورتيكه نزديكي صورت گرفته باشد زن بايد 45 روز و يا به اندازه دو حيض كامل عده نگه دارد اما در زنا پس ازاتمام نزديكي مي تواند با مرد ديگري همبستر شود.
- در متعه عقد بين زن ومرد خوانده مي شود كه نشان دهنده تسليم بودن آنها در برابر خداوند است اما در زنا عشوهگري و چشم چراني مقدمه كار است!!
- متعه در بعضي موارد زمينه ازدواج دائم است اما يك مرد هيچ گاه حاضر نيست با زني كه زنا كرده است پيمان وفاداري ببندد و بر عكس.
- متعه يك تاسيس شرعي قانوني است ولي زنا حرام و جرم است.
و بايد متذكر شوم كه حضرت صادق(ع) مي فرمانيد :"هر كس ازدواج موقت را حلال نشمرد از مانيست"!!
بهر حال با شبهات و ايراداتي كه به ازدواج موقت وارد مي شود نمي توان شرافت ازدواج موقت را زير سئوال برد . اينكه جامعه ما باديد منفي!! به متعه مي نگرد اشكال از اين حكم شرعي نيست بلكه اين جامعه اسلامي است كه بايد خودش را با موازين ديني وفق دهد زيرا نمي توان قسمتي از دين را گرفت و قسمتي را نيز تعطيل نمود!
همانطور كه دقت در انتخاب زوجه دائمه و چگونگي آن از اينكه عفيفه و صالحه باشد لازمست رعايت همان صفات در نكاح متعه نيز ضرورت دارد. چنانچه حضرت رضا(ع) مي فرمانيد:" متعه كه مومنه باشد نيكوست". و نيز فضل بن محمد از حضرت صادق (ع) درباره متعه و خصوصيات آن سئوال نمود و حضرت در جواب فرمودند :" متعه مباح است و سزاوار است كه عارفه باشد و بايد ذي شرف و برئ از تهمت باشد". همين گونه حضرت در كتاب مستدرك ۷۰ صفت ممدوحه رابر مي شمرند كه خلاصه تمام آنها درباره عفاف و پاكدامني مشاراليها است. در مقابل صفات مكروهاي نيز براي متعه متصورند از قبيل اينكه:
- متعه زانيه نباشد.
- متعه كاشف نباشد (زناني كه درب منزل خودرا با علامت مخصوص باز ميگذارند و آمادگي خود را بدين وسيله اعلام مي كنند)
- متعه زنان دواعي نباشد (زناني كه مردان را علناً دعوت و تمايل خود را صريحاً اعلام مي كنند)
- متعه زنان زناكار نباشد.
امروزه،باید به ازدواج موقت بعنوان يك مكانسيم شرعي قانوني نگاه كنيم همانگونه كه در گذشته آمد هم شرع ما بر آن تاكيد نموده و هم قانون ما آنرا جزء مسائل مهم حقوقي برشمرده است. اين نهاد قانوني مانند هر نهاد قانوني ديگر ممكن است در جهت سوء استفاده برخي جويان قرار گيرد( كه اين درهمه قوانين ديگر بديهي است) مثلاً در طول تاريخ شاهد تشكيل حرمسراها و فرار از منع قانوني جمع بيش از چهار زن بودهايم يا كسانيكه مسئوليت پذير نيستند و از تكاليف قانوني ازدواج دائم گريز دارند يا مكن است مردان متاهل كه زنهاي مناسب و شايسته دارند ولي زوجه آنان اجازه ازدواج مجدد نمي دهند و به متعه پناه مي برند.
در عين حال بايد بگويم اين هنر قانونگذار بعنوان عقل جامعه است كه بايد قوانين را طوري وضع نمايد كه منافذ سوء استفاده كردن را ببندد و قانوني جامع و مانع پديد آورد.چندي است برخي از متخصصان و گاه مدعين تخصص در علوم و فنون گرچه اطلاعات حقوقي ندارند و از بضاعت علمي و تجربه علمي و تجربه علمي در رشته هاي حقوقي بي بهره اند درباره فنی ترين مسائل حقوقي بي پروا سخن مي گويند، درباره اعتبار و عدم اعتبار قواعد حقوقي نظر مي دهند. اينان بدون آنكه متعه را بشناسد و احكام و آثار آنرا بدانند درباره آن داوري مي كنند و همين امر موجب شده تا در سالهاي اخير متعه بعنوان تاسيسي منفي و خطرناك براي جامعه بويژه مضر به حال بانوان معرفي مي شود بطوري كه گروهي از زنان از شنيدن نام متعه وحشت دارند و آنرا از هر جهت زيانبار مي پندارند . چنين مشكلاتي كه اغلب بصورت فرهنگ غلط در جامعه نيز در آمده اعم است از انيكه نكاح متعه را توهين به مقام زن گويند و شأن او را به اندازه كالاي قابل خريد و فروش تنزل مي دهند! يا متعه را مخصوص ثروتمندان و مردان زن باره و بي مسئوليت مي دانند! یا متعه را مانع از تشكيل خانواده و ازدواج دائم مي دانند و ...
مسلماً اينان به بيراهه رفته اند و درك صحيحي از متعه ندارند چراكه مخالفت با متعه سبب افزايش ازدواج دائم نيست و نيز موافقت با آن سبب كاهش ازدواج دائم نيست.بهر حال در اصل و ماهيت وجودي موقت هيچ شبهه اي وجود ندارد و لكن آنچه موجب تشويش اذهان عمومي مي باشد روش بكارگيري اين حكم شرعي در جامعه اسلامي ايران عزيز است. زيرا در جوامع ديگر مثل دول عربي غالباً اين امر پذيرفته شده است ولي در كشور ما بعلت آداب متفاوت و عرف خاصه خودش با اندك مشكلاتي مواجه هستيم!
بنظر مي رسد قانونگذار ما بايد راهكارهاي مناسبي را براي احياي ازدواج موقت ترتيب دهد تا جوانان ما با بنبست جنسي روبرو نشده تا رو به فحشاء بياورند و نيز متاهلين ما بر استحكام زندگيشان بيفزايند و بدنبال هوسراني و سوء استفاده از اين مسير نروند.حقوقدانان در اين ميدان مي توانند نقش مهمي را بازي كنند تا قانوني در اين عرصه داشته باشيم كه توان اجرايي داشته باشد يا حداقل راهي براي اجرايي شدن آن و انعطاف پذیری عرف جامعه بيابيم. البته بايد متذكر شوم كه فرهنگسازي زير بنايي در اين مورد خاص حقوقي (متعه ) بسيار حائز اهميت است. شايد اينكار در طول زمان به درازا بكشد و لكن با اين كار مي توان جنبه و ظرفيت لازم را در اقشار مختلف مردم پديد آورد. در برخي از كشورهاي عربي وقتي زني بيوه ميگردد بعد از خروج از عده سريعاً به عقد دائم يا موقت مردي در مي آيد يعني در آنجا بي شوهر بودن زنان عيب و ننگ است بر عكس در ايران اگر زني پس از سپران مدت عده سريعاً ازدواج كند مورد طعنه وگاه تمسخر ديگران قرار ميگيرد! اين عرف غلط جامعه ماست ! جامعه ما نگاه نمي كند كه مثلاًزني كه در اوائل زندگياش شوهرش رااز دست مي دهد بايد چه كند؟ زنان بايد تا سالها عزادار باشند؟ عرف ما ازدواج را براي ايشان خيانت مي داند! سر شكستگي خانواده مي داند و هكذا !حال با داشتن چنين عرفي اگر قانونگذار مانيز بيدار نباشد و اين عرف غلط را انعطاف پذير نسازد چه فجایع و مفاسدي رخ خواهد داد؟! دختران و پسراني كه بهر دليلي نمي توانند ازدواج دائم داشته باشند يا بايد رهبانيت را پيش گيرند و تارك دنيا شوند يا بايد راهي خيابانها شده و تن به هر بي عفتي دهند. امروزه تعصبات بي جا مانع متعه ميگردد و در نتيجه فردا نبايد چنين ديد كه روابط نا مشروع بي مهابا افزايش مي يابد !بيوگان زنان خياباني مي شوند! دختران فراري غوغا مي كنند! فرزندان حرام زاده بسياري به دنيا مي آيند! و بعبارت اخري اندلس ديگري تكرار مي گردد و انحطاط در جامعه اسلامي بيداد مي كند . حال بايد سئوال كرد كه فرق جامعه اسلامي با جوامع كفر چيست؟ اسلامي كه براي ساختن جوامع آمده اگر نتواند جامعه ايراني ما را بسازد به چه درد ميخورد ؟! و چه نيكو سروده است:
اسلام به ذات خود ندارد عيبي
هرعيب كه هست از مسلماني ماست
البته قانون ما در راه جلوگیری از تشویش ها و نگرانی ها در این مسیر گامهای کوچکی برداشته است مانند یکی از شروط سند نکاحیه مبنی بر اینکه ازدواج مجدد زوج باید با اذن زوجه باشد که متعه را نیز شامل می گردد.(البته این مورد نیز با ارائه لایحه حمایت از خانواده در حال کنکاش است) راهکارهای دیگری نیز وجود دارد مانند ثبت ازدواج موقت . بنظر می رسد که برای ثبت ازدواج موقت باید دفترچه های جداگانه ای غیر از دفترچه های نکاح دائم وجود داشته باشد. تشریفات ثبت سبک باشد و تمام دفاتر اسناد رسمی مکلف باشند تقاضای متقاضیان را به ثبت برسانند ولی دفتر مذکور باید آثار اینگونه ازدواج و خطرات و عواقب اقدامات غیر قانونی را به ایشان متذکر شوند. این دفتر چه ها در دفاتر اسناد رسمی یا با حضور سر دفتر امضاء گردد با توافق بر شروط چاپی مندرج در ضمن سند و در اختیار طرفین قرار گیرد تا در صورت نیاز بمراجع رسمی و محاکم ارائه شود .(ثبت ازدواج موقت نیز مانند دائم اجباری با تشریفات سهل و آسان و حتی بدون شاهد) دیگر اینکه زوجه منقطعه یکی از چهار زن مباح به شمار رود و اختیار خروج به انتخاب حداکثر چهار زن اعم از دائم یا منقطع محدود گردد . دیگر آنکه برای پیشگیری ازاستنباط های نادرست در مقررات تصریح شود که در مواردی که نکاح دائم به اذن ولی است نکاح موقت نیز موقوف به اذن ولی اوست.دیگر اینکه عدم ثبت نکاح منقطع مانند دائم جرم و قابل مجازات باشد و در پایان هر گاه مرد متاهلی بخواهد متعه کند به تحصیل اجازه از دادگاه بر طبق مواد۱۶ و ۱۷ قانون حمایت از خانواده مکلف باشد.
در پایان به ذکر چند نکته بصورت تیتروار بسنده می کنم:
۱- باید قانونگذاری در این راستا با ظرافت و دقت خاصی صورت گیرد و جامع و مانع باشد.
۲- بحث و جنجال راه اندازی خانه عفاف موجب خدشه دار شدن وجبهه گرفتن افکار عمومی در برابر متعه است!
۳- بستر اجرایی متعه باید درست گردد تا دید مردم به آن مثبت گردد.
۴- متعه را باید فرهنگسازی دورنی کرد.
۵- راه نجات جامعه ما بفرموده امیر مومنان علی (ع) از فحشاء متعه است.
۶- ما احتیاج به تدوین قانونی مخصوص ازدواج موقت مانند ازدواج دائم داریم تا ابعاد مختلف ان روشن گردد.
۷- متعه یک مکانیسم شرعی برای مواقع اضطراری است نه برای تفریح و تنوع طلبی.
۸- مخالفت با متعه سبب افزایش ازدواج دائم نیست و موافقت با آن نیز سبب کاهش ازدواج دائم نیست.
۹- چارچوب قانونی متعه اگر بصورت نوشتاری تنظیم گردد بسیاری از نگرانی ها و تشویشها از اذهان مردم پاک خواهد شد.
۱۰- تبلیغات صحیح از طریق رسانه های عمومی بسیار مناسب برای زمینه سازی فرهنگ ازدواج موقت می باشد.
۱۱- متعه استفاده های مختلفی دارد مثلا در دوران نامزدی جهت شناخت طرفین و مهیا شدن برای عقد دائم .
۱۲- ازدواج موقت در جامعه برای ساختن است نه خراب کردن!
۱۳- ابعاد و زوایای مختلف ازدواج موقت باید برای مردم روشن گردد تا متعه را فقط وسیله ای برای شهوت رانی و افسار گسیختگی جامعه نپندارند.
نویسنده : عباس حبیب دولابی
منابع:
- متعه آثار حقوقی و اجتماعی آن / دکتر محسن شفایی/چاپ پنجم ۱۳۵۲.
- بررسی حقوق تطبیقی حقوق خانواده / زیر نظر دکتر ابوالقاسم گرجی/موسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران .
- قانون مدنی / سید عباس حسینی نیک/چاپ هفتم ۱۳۸۳/انتشارات مجد.
- امیدهای نو در دنیای متغیر/برتر اندراسل.
- مجله همسر/ شمارهسی و یکم /صفحه ۱۹/ مجله همسر/شماره سی ام /صفحه۱۳
- کتاب الخلاف/شیخ طوسی/ج2/صفحه ۲۷۵.
- جواهر الکلام /شیخ محمدحسن نجفی /صفحه ۱۳۹ تا ۱۵۲ /ج۲۳/چاپ هفتم /بیروت.
- الوسائل الشیعه / شیخ حد عاملی /باب اول از ابواب متعه .
- ازدواج موقت (متعه – صیغه) ساچیکو موراتا/انتشارات همدمی /۱۳۸۵
- حقوق مدنی خانواده /ناصر کاتوزیان /ج۱/صفحه ۴۰۵
- حقوق خانواده /سید مصطفی محقق داماد/صفحه ۵۲۴
- مباحثی از حقوق زن/حسین مهر پور /انتشارات اطلاعات /۱۳۷۹
- تفسیر المیزان / سید محمد حسین طباطبایی
- فروع کافى /ج ۵ /ص۴۴۸/ دار الکتب الاسلامیة
- مستدرک / ج۲/ص ۳۰۵
-قران کریم/سوره نساء/ایه های ۲۳.۲۴
سایتهای مرتبط:
- حوزه www.hawzah.net
- ازدواج موقت www.30gh.com